این مرد برای خدمت به زائران اربعین وداع مشهد را نیمهتمام گذاشت
این مرد برای خدمت به زائران اربعین وداع مشهد را نیمهتمام گذاشت 🔹دشداشه پوشیده بود و عربی حرف میزد. چهره آفتاب سوخته و چروکهای عمیق صورتش، چروکهایی که از پیشانی تا زیر چشمها کشیده شده بودند، دلم را برد به مشایه. 🔹حواسم نبود عربی بلد نیستم. بیمهابا خودم را جلو انداختم و سلام کردم. من فارسی میگفتم، او عربی جواب میداد. 🔹چند لحظه هر دو فقط به هم لبخند زدیم؛ گفتوگویی که بیشتر با چشمها پیش میرفت تا با کلمهها. جوانی از میان همراهانش آرام نزدیک شد و بیآنکه کسی صدایش کند، نقش مترجم را به…
Read the full story at farsrazavi ↗