انقدر امروز گرم بود، رفتم توی سردخونه زیر صفر، به طرف گفتم ۵ دقیقه دیگه درو باز کن یخ نزنم. بیست دقیقه بعد در حالی که خودمو لای گونی پیچونده بودم میلرزیدم و داشتم میمردم اومد گفت شرمنده تلفنم زنگ خورد:))))
انقدر امروز گرم بود، رفتم توی سردخونه زیر صفر، به طرف گفتم ۵ دقیقه دیگه درو باز کن یخ نزنم. بیست دقیقه بعد در حالی که خودمو لای گونی پیچونده بودم میلرزیدم و داشتم میمردم اومد گفت شرمنده تلفنم زنگ خورد:)))) 》بِتُن الیافی《 @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗