خانومی جلوم نشسته بود و یه پسر هفت ساله شیرین هم باهاش بود، مامانه با گوشه شالش میکشید روی صورتش، کارش برام عجیب بود تا وقتی پاکت نسخه پزشک رو باز کردم و دیدم پسرش رو کیس مشکوک سرطان فک و تشخیص بدخیم دادن و مامان واسه اینکه جلو بچه گریه نکنه شالش رو میکشه روی چشماش.

KAFIHAneutral2026-07-11 19:38:18 UTC
AdYour ad here[email protected]

خانومی جلوم نشسته بود و یه پسر هفت ساله شیرین هم باهاش بود، مامانه با گوشه شالش میکشید روی صورتش، کارش برام عجیب بود تا وقتی پاکت نسخه پزشک رو باز کردم و دیدم پسرش رو کیس مشکوک سرطان فک و تشخیص بدخیم دادن و مامان واسه اینکه جلو بچه گریه نکنه شالش رو میکشه روی چشماش. کاش هیچ بچه ای مریض نشه 💬من، ارغوانم 1991 @kafiha

Read the full story at kafiha ↗
AdYour ad here[email protected]