امروز توی جاده یک نینی دیدم توی ماشینشون، برام بایبای کرد.
امروز توی جاده یک نینی دیدم توی ماشینشون، برام بایبای کرد. یادم افتاد، ۴-۵ سالگی، توی ماشین داییم، رفیقشم جلو نشسته بود، برای پلیس بایبای کردم؛ نمیدونم مشکوک شد، چی شد، ماشین رو نگه داشت، بردمون کلانتری؛ چندبارم ازم پرسیدن اذیتت نکردن؟! منم یکم طول کشید جواب بدم بیشتر مشکوک شدن، آخرش گفتم این آقا داییمه و ولمون کردن تا خود تهران داییم داشت بهم پس گردنی میزد Join → @Gilin_Gilin
Read the full story at gilin_gilin ↗