خانومه اومده بود آرایشگاه میخواست آماده بشه بره عروسی که یهو یادش افتاده بود شال همرنگ لباسش که گلبهیه رو یادش رفته بیاره
خانومه اومده بود آرایشگاه میخواست آماده بشه بره عروسی که یهو یادش افتاده بود شال همرنگ لباسش که گلبهیه رو یادش رفته بیاره زنگ زد شوهرش و دقیق آدرس جای شال و رنگشو داده بود نیم ساعت بعد شوهره یه شال اناری رنگ زده بود زیر بغلش و آورده بود. دم در آرایشگاه دعوا شد. مرده قبول نمیکرد این قرمزه میگفت گلبهیه!😂😂 💬زن ناصر الدین شاه ClovE @Kafiha
Read the full story at kafiha ↗