عمو رحیم می‌گه: «عمو، هفده هجده سالم بود، یه دل نه صد دل عاشق دختر همسایه‌مون شدم یه روز دیدم از خونه اومد بیرون، زیر ابروشو برداشته. اون وختا زیر ابرو برداشتن یعنی دختر نامزد کرده. گفتم دیگه کار تمومه. پاشدم از تهرون زدم رفتم رشت، سه روز که از سرم بیفته.

WEEDLASHYAneutral2026-07-14 19:23:14 UTC
AdYour ad here[email protected]

عمو رحیم می‌گه: «عمو، هفده هجده سالم بود، یه دل نه صد دل عاشق دختر همسایه‌مون شدم یه روز دیدم از خونه اومد بیرون، زیر ابروشو برداشته. اون وختا زیر ابرو برداشتن یعنی دختر نامزد کرده. گفتم دیگه کار تمومه. پاشدم از تهرون زدم رفتم رشت، سه روز که از سرم بیفته. والله همون فکر کردن به کسی که نامزد داشت رو هم بی‌مرامی می‌دونستیم. اون وختا حرمت، حرمت بود. نه مثل حالا که یکی می‌دونه طرف متأهله، بازم خجالت نمی‌کشه پا پیش می‌ذاره؛ یکی هم حلقه دستشه، بازم حرمت زندگی خودش رو نگه نمی‌داره.» ✍موکا خانم Hani…

Read the full story at weedlashya ↗
AdYour ad here[email protected]