🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆
🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆 آسمان دیگر مپرس از حال من ... کارون آرام است. آب مثل اشک چشم زلال است. زیر مهتاب آبیگون است. بلم آرام میلغزد. انگار که رو مخمل ابرها نشستهام. بویه زمزمه میکند. صدای بلوچی پر کشیدهاست. با سوزی که جانم را از غم سرشار میکند. غمی که در ساحل کارون سینه به سینه گشتهاست تا به من رسیدهاست. غم همهی ماهیگیران و قایقرانان کارون. این غم را دوستدارم. سینه را میترکاند اما دوستشدارم …#وشببخیر #احمدمحمود…
Read the full story at dubity_hivaa ↗