درود اقای میرقادری تقریبا ساعت ۲:۳۰ اینا بود دقیق ساعت یادم نمیاد که از تبریز دو تا موشک پرتاب کردن به قدری پر نور و پر صدا بود که خونمون هم روشن شد هم از صداش وحشتناکی که داشت شیشه میلرزیدن
درود اقای میرقادری تقریبا ساعت ۲:۳۰ اینا بود دقیق ساعت یادم نمیاد که از تبریز دو تا موشک پرتاب کردن به قدری پر نور و پر صدا بود که خونمون هم روشن شد هم از صداش وحشتناکی که داشت شیشه میلرزیدن
Read the full story at mellig ↗