🔰 #روایت | روایتهایی از تشییع امام شهید_ ۳
🔰 #روایت | روایتهایی از تشییع امام شهید_ ۳ ❇️ به آقا قول دادم کتابهایشان را بخوانم ✍️ سید فاطمه مطهری 🔸دوشنبه، پانزدهم تیر، تهران، ایستگاه حبیبالله، مزار شهدای گمنام، ساعت یازده و ربع: وارد محوطه مزار شهدا که میشوند، توجهم را جلب میکنند؛ به گمانم دو خواهر یا دو دوست باشند. دستشان مقوایی است به رنگ لپهای از گرمای ظهر تهران قرمز شدهشان که رویش با ماژیک نوشتهاند: "حرف ما یک کلام، انتقام انتقام". زیر نظر دارمشان تا کمی استراحت کنند و بعد برای گپ زدن، به سراغشان بروم. صحبتم با نفر قبلی که…
Read the full story at rahbari_plus ↗