“من الان به شما بگم صاحبخونه ایتالیاییم یه شب بارونی اومد پشت در زنک زد، من رفتم پایین دیدم انکار از قزل حصار آزاد شده بود با به ساک دستش
“من الان به شما بگم صاحبخونه ایتالیاییم یه شب بارونی اومد پشت در زنک زد، من رفتم پایین دیدم انکار از قزل حصار آزاد شده بود با به ساک دستش بعد کفتم چی شده، گفت با زنم حرفم شده یه چند روز بمونم اینجا ؟ و یه سال موند” پشمات نمیریزه ؟ Polaris @Sirnews2
Read the full story at sirnews2 ↗