اومدم ارایشگاه یه خانومی داره تعریف میکنه من وقتی با همسرم ازدواج کردم روز اول که رفت حموم دیدم شورتاشو نمیشوره تعجب کردم ولی واکنشی نشون ندادم بار دوم و سوم و چهارم هم همینطور تا رسید به روزی که شوهرم از تو حموم داد زد که حوله و لباس زیرمو بده گفتم کمدت خالیه گفت خب شورتا کجان ؟
اومدم ارایشگاه یه خانومی داره تعریف میکنه من وقتی با همسرم ازدواج کردم روز اول که رفت حموم دیدم شورتاشو نمیشوره تعجب کردم ولی واکنشی نشون ندادم بار دوم و سوم و چهارم هم همینطور تا رسید به روزی که شوهرم از تو حموم داد زد که حوله و لباس زیرمو بده گفتم کمدت خالیه گفت خب شورتا کجان ؟ گفتم اینا تو سبد لباس های کثیف نشسته بودی شوهره مجبور شد اون روز یه شورت تو حموم بشوره با سشوار خشک کنه نم دار بپوشه تا بره سر کار و بعدش گفت دیگه این داستان هرگز تکرار نشد حالا اگه یه ور این داستان من بودم داستان قطعا…
Read the full story at officialpersiatwiter ↗