‏یه بارم یکی از دوستام با اصرار زیاد دعوتم کرد خونش، منم یه دسته گل خریدم رفتم.

SIRNEWS2neutral2026-07-23 11:18:17 UTC
AdYour ad here[email protected]

‏یه بارم یکی از دوستام با اصرار زیاد دعوتم کرد خونش، منم یه دسته گل خریدم رفتم. رفتم تو گفت دمپایی بدم؟ گفتم نه عزیزم صندل آوردم خودم. گفت چقدر باشعوری تو، هم صندل آوردی هم دسته گل به این خوشگلی. به شوخی گفتم اینا خیلی چیزای ساده ایه با کیا رفت و آمد میکنی مگه که الان تعجب کردی ‏هیچی آقا ما نشستیم از ۸ونیم تا ۱۰ شب یه لیوان آب آورد اونم خودم خواستم ازش. شام بخوره تو سرم یه میوه رو میز نذاشته بود. بعد اونجا بود که فهمیدم اتفاقا با آدمای مناسب خودش رفت و آمد میکرده. اونا هم همون قدر بیشعور و گاو…

Read the full story at sirnews2 ↗
AdYour ad here[email protected]