تو مطب دکتر، یه آقایی نشست کنارمون. دخترم گفت، مامان این عموئه؟ گفتم نه، مرد غریبه‌س. مرده هم یه لبخندی زد رفت. یه خانومی اومد نشست، بچه‌م گفت، این خاله‌س؟ گفتم نه، زن غریبه‌س. خانومه بهش برخورد. با عصبانیت گفت: آره عزیزم، من خاله‌م.

OFFICIALPERSIATWITERneutral2026-07-24 07:43:20 UTC
AdYour ad here[email protected]

تو مطب دکتر، یه آقایی نشست کنارمون. دخترم گفت، مامان این عموئه؟ گفتم نه، مرد غریبه‌س. مرده هم یه لبخندی زد رفت. یه خانومی اومد نشست، بچه‌م گفت، این خاله‌س؟ گفتم نه، زن غریبه‌س. خانومه بهش برخورد. با عصبانیت گفت: آره عزیزم، من خاله‌م. وا!!!!!!!!!!!! 》خانومی که من باشم《 @OfficialPersiaTwiter

Read the full story at officialpersiatwiter ↗
AdYour ad here[email protected]