شیطان، تولستوی: آدمیزاد گاهی از ندانستن نابود میشه اما گاهی اوضاع پیچیدهتره: ممکنه بدونه درست و غلط چیه، خطا چیه و بدی و خوبی چیه و حتی بدونه که چی براش مفیده و چی مضره، چه کار باید بکنه و چه نباید بکنه، با این حال به سمت تاریکیای که کاملا ازش آگاهه کشیده بشه و نتونه جلوی خودش رو بگیره! چطور چنی
شیطان، تولستوی: آدمیزاد گاهی از ندانستن نابود میشه اما گاهی اوضاع پیچیدهتره: ممکنه بدونه درست و غلط چیه، خطا چیه و بدی و خوبی چیه و حتی بدونه که چی براش مفیده و چی مضره، چه کار باید بکنه و چه نباید بکنه، با این حال به سمت تاریکیای که کاملا ازش آگاهه کشیده بشه و نتونه جلوی خودش رو بگیره! چطور چنین وضعی ممکن میشه؟ میگه «نجاتم بده، دارم سقوط میکنم.» اما کی از چی نجاتت بده دقیقا؟! چه بهت بگن که خودت نمیدونی؟ رمان کوتاهی (۹۰ صفحه) که تولستوی در زمان حیات منتشر نکرد، با اینکه بیست سال وقت…
Read the full story at kafiha ↗