یادمه اولین باری که رفتم برای سوارکاری، منو بردن اصطبل اسبا تا یه اخته برام بیارن
یادمه اولین باری که رفتم برای سوارکاری، منو بردن اصطبل اسبا تا یه اخته برام بیارن همینطور که داشتیم از کنار اسبا میگذشتیم، آقاهه یکی یکی اسم اسبا رو بهم میگفت و ویژگیای شخصیتی هرکدومو برام توضیح میداد یهو رسیدیم یه جایی که من دیگه با خنده حرفاشو تایید نمیکردم برگشت نگام کرد دید نگاهم خشک شده روی یه بز که جلوی در استالی که توشم یه اسبه ایستاده گفت آها ایشونم اسمش قندکه، دوست بچه ها:))))))))) •آهــو• @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗