یه روز یه پیرمردِ دانا به نوهاش گفت: درونِ ذهنِ همه ما یه نبردِ بیرحمانه در جریانه! یه جنگِ بزرگ و همیشگی بین دو تا گرگ...»
یه روز یه پیرمردِ دانا به نوهاش گفت: درونِ ذهنِ همه ما یه نبردِ بیرحمانه در جریانه! یه جنگِ بزرگ و همیشگی بین دو تا گرگ...» «گرگِ اول تاریکیه؛ نمادِ ترس، خشم، استرس، حسادت و کینههای ماست. اما گرگِ دوم روشناییه؛ نمادِ آرامش، امید، اعتمادبهنفس و مهربانی.» «پسرک با چشمهای گرد شده پرسید: آخرش کدوم یکی از این گرگها تو این جنگ برنده میشه؟ پیرمرد لبخند زد و یه جوابِ عجیب داد...» «گفت: همون گرگی که تو بیشتر بهش غذا میدی! تو روانشناسی هم همینه؛ مغزِ تو مسیرِ افکاری رو قویتر میکنه که بیشتر تو سرت…
Read the full story at mentavix ↗