امروز صبح رفته بودم بازار روز نوشهر.
امروز صبح رفته بودم بازار روز نوشهر. توی سبزیفروشی منتظر بودم سفارشم آماده بشه که دیدم یه خانم خریدش زیاد و سنگین شده. گفتم بذار کمکش کنم. تا دم ماشین وسایلش رو بردم. لبخند زد و گفت: «مرسی جنتلمن.» از اون موقع تا الان، چند بار خودمو توی آینه نگاه کردم... فکر کنم گوشام دراز شده! Polaris @Sirnews2
Read the full story at sirnews2 ↗