دختر عموم دو تا دختر داره. فرض کن اسم یکیش رو گذاشتن النا، اسم اون یکی معصومه. همیشه این اختلاف اسمشون برام عجیب بود.
دختر عموم دو تا دختر داره. فرض کن اسم یکیش رو گذاشتن النا، اسم اون یکی معصومه. همیشه این اختلاف اسمشون برام عجیب بود. حالا شوهرش عمل فتق کرده. زنگ زد و گفت: بیام بخیههام رو بکشی؟ گفتم: خودم میام. دخترعموم خونه نبود. گفت: از هفته پیش که بیمارستان بودیم، دخترعموت قهر کرده و رفته خونه باباش. گفتم: حتما یه گه بزرگی خوردی که اونجا ولت کرده. گفت: بعد عمل توی حالت نیمه هشیار از ریکاوری بردنم بخش. اونجا چندتا از دلاوریهام رو واسه زنم تعریف کردم؛ از جمله اینکه "معصومه" اسم عشق سابقم بوده که روی…
Read the full story at officialpersiatwiter ↗