دیروز داشتم از خونه زیدم میرفتم شرکتی که باید برم مصاحبه، کاملا حاضر بودم ولی دم در دیدم دکمههای شومیزم بازه. گفتم عه دکمههام رو یادم رفته بوده ببندم، زیدم گفت آره من دیدم ولی پیش خودم گفتم سگ کی باشم که بهت بگم دکمههای لباستو ببند :))))))
دیروز داشتم از خونه زیدم میرفتم شرکتی که باید برم مصاحبه، کاملا حاضر بودم ولی دم در دیدم دکمههای شومیزم بازه. گفتم عه دکمههام رو یادم رفته بوده ببندم، زیدم گفت آره من دیدم ولی پیش خودم گفتم سگ کی باشم که بهت بگم دکمههای لباستو ببند :)))))) 》Queer Queen《 @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗