دوستم با یکی دیت میکرد، پسره بالاخره براش گل خرید، گفت اجازه نمیداد بذارمش عقب، رفتیم کافه گفت بیارش عکس بگیرم. ۱۰ تا عکس گرفته، بعد گفته از منم با گل بگیر، بعد از گل تنها گرفته، در نهایتم شب پیام داده، مامانت اینا گل رو دیدن چی گفتن؟
دوستم با یکی دیت میکرد، پسره بالاخره براش گل خرید، گفت اجازه نمیداد بذارمش عقب، رفتیم کافه گفت بیارش عکس بگیرم. ۱۰ تا عکس گرفته، بعد گفته از منم با گل بگیر، بعد از گل تنها گرفته، در نهایتم شب پیام داده، مامانت اینا گل رو دیدن چی گفتن؟ گفتم بگو مامانم دیده حیفه باهاش خورشت درست کرده:/ 》half-blood princess《 @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗