دوستم از دیشب مونده بود خونهی من. از سر کار برگشتم دیدم خونرو تمیز کرده، فرش و تمیز کرده، ظرفا رو شسته، گاز و برق انداخته. استقبال گرمم ازم کرد. من نظرم عوض شد، زن میخوام.
دوستم از دیشب مونده بود خونهی من. از سر کار برگشتم دیدم خونرو تمیز کرده، فرش و تمیز کرده، ظرفا رو شسته، گاز و برق انداخته. استقبال گرمم ازم کرد. من نظرم عوض شد، زن میخوام. •Negneg• @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗