سنگینیِ ناتمامها
سنگینیِ ناتمامها تمامشدن همیشه دردناک نیست؛ این ناتمامماندن است که روح را سوراخ میکند. چیزهای تمامشده، سوگواری دارند. آدم میگرید، میسوزد، و آرامآرام میپذیرد. اما ناتمامها در ذهن میمانند، چون هرگز شکلِ نهایی نگرفتهاند. کافکا استادِ این تعلیقِ خفهکننده بود؛ جهانی میساخت که در آن، پاسخ هرگز کامل نمیرسد و همین، اضطراب را جاودانه میکند. بعضی عشقها هم همیناند: نه آغازِ روشنی دارند، نه پایانِ شرافتمندانهای. فقط مثل خردهشیشهای در حافظه میمانند و هر بار که به گذشته دست میکشی، کمی…
Read the full story at kafiha ↗