وقتی عشق، حافظه میشود
وقتی عشق، حافظه میشود وحشتناکترین لحظهی یک رابطه آن نیست که تمام میشود؛ آن لحظهایست که میفهمی دیگر دارد به حافظه تبدیل میشود. یعنی هنوز اسمش را میآوری، اما دیگر چیزی زنده درونِ آن اسم حرکت نمیکند. یعنی هنوز عکسها هستند، اما دیگر هیچ آیندهای در آنها پنهان نیست. آلبر کامو جایی در نسبت با جهانِ پوچ، از زیستن بدون توهم حرف میزند. در عشق هم یک لحظه میرسد که باید بدون توهم نگاه کنی: بپذیری بعضی چیزها به این دلیل زیبا بودند که قرار نبود بمانند. و این پذیرش، نه آرامش میآورد، نه فراموشی؛…
Read the full story at kafiha ↗