برای دست مادرم فیزیوتراپ خانم گرفته بودیم ک بیاد خونه،ایشون خیلی متشخص و محترم بودن،
برای دست مادرم فیزیوتراپ خانم گرفته بودیم ک بیاد خونه،ایشون خیلی متشخص و محترم بودن، هر جلسه میومد مادرم میگفت دعا کن این پسر منم زن بگیره، ی زن خوب نصیبش بشه،ی خانم خوشگل مثل خودت،تو شوهر کردی؟ خانم دکتر گفت مادر،من زن پسرت بشم عروس خوبی برات نمیشما، خداروشکر بیخیال شد ... *محسن کاظمی* @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗