«عصرِ ضحاک»
«عصرِ ضحاک» سید علی عجب ویرانهای ساخت؛ سرزمینی که سحرگاهان اش آغشته به ناله بازماندگان طناب دار است و شبهایش مملو از آتش و دود جنگ. کشوری که مردمش میان سایه شوم استبداد و سرکوب، میان سفره خالی و نکبت فقر، روزگار می گذرانند. ایران، این سرزمین کهنسال، در طی این چند دهه به کلبه ای مبدل شد که دیوارهایش از فقر ترک خورده، سقفش از فساد فروریخته و چراغ امیدش در طوفان خیانت و تباهی سو سو میزند. هر گوشه این سرزمین گواه هزاران زخمی است که بر پیکر ملتی نشسته که سالهاست هزینه های جاه طلبی و توهمات…
Read the full story at namayandeh3oma ↗