دوستم مرضِ دزدی داره.
دوستم مرضِ دزدی داره. دست خودشم نیست و مشغول دوا درمانه. امروز که اومد پیشم، دعا دعا میکردم جلو خانوادهم گند نزنه، خودم جهنم. کلی حرف زدیم و از خاطراتش گفت و کتکهایی که بابت این قضیه خورده. گفتم مینویسم اینو، گفت بنویس مردم بدونن من بیمارم، مجرم نیستم:) گفت: بخدا خسارت همهرو میدم و دادم. گفتم: دیوث مردم از کجا بدونن، مالشونه و حق دارن واکنش نشون بدن. کلی خندیدیم بابت بعضی خاطراتش و سر بعضیاش عصبی شدم از دستش. موقع رفتن باهام دست داد، کف دستم سرد شد. باتریهای کنترل تلویزیون بود که دزیده…
Read the full story at sirnews2 ↗