دوستم چند گرم طلا داشت گذاشت تو دیوار بفروشه
دوستم چند گرم طلا داشت گذاشت تو دیوار بفروشه یه خریدار پاشد اومد محل کار ما با یه ترازوی کوچولوی طلافروشی گفت طلافروشم و کارم اینه تو دیوار طلا میخرم خلاصه وزن کرد و خیلی بیشتر از نرخ روز، طلاها رو خرید و معامله انجام شد مثلا پول رو شبا کرد رسید رو هم نشون دوستم داد منتها نه شماره پیگیری داشت رسیدش نه کارت مغازهشو داد نه هیچی و میخواست طلاها رو ببره خلاصه ما قبول نکردیم و گفتیم که ما تا شب شیفتیم برو و چند ساعت بچرخ تو شهر به محض اینکه پول واریز شد بیا ببر طلاها رو چون بالاخره دوستم…
Read the full story at weedlashya ↗