نوجوان بودم و تازه غدد داخلیم ترشح تستوسترون رو آغاز کرده بود
نوجوان بودم و تازه غدد داخلیم ترشح تستوسترون رو آغاز کرده بود یکی از شبهای محرم یه گاوی برای ذبح آوردن گاوه از ازدحام و سر و صدا رم کرد و طناب چسکی رو گسست و خشمگین بههرسو میدوید من سفیه هم که تستسترون جلو چشمامو گرفته بود و مغزم رو در دست گرفته بود، به خیال خودم رفتم که با گاو سرشاخ بشم و بگیرمش و بشم قهرمان محل (نیمی از مرگهای قبل ۲۵ سال مردان بر اثر فوران این هورمون کثافته) رفتم در مسیر گاوه ایستادم که بپرم رو گردنش و بخوابونمش زمین، که یه پدرآمرزیدهای اومد از پشت منو کشید کنار دوتا…
Read the full story at officialpersiatwiter ↗