عمه‌ای داشتم بسیار قصه‌گو و شوخ، بچه که بودیم میگفت: جد ما یک جن رو با زدن سنجاق قفلی اسیر کرده بوده و جن برده تمام کارهای خونه رو باید انجام میداده.

WEEDLASHYAneutral2026-08-03 18:11:18 UTC
AdYour ad here[email protected]

عمه‌ای داشتم بسیار قصه‌گو و شوخ، بچه که بودیم میگفت: جد ما یک جن رو با زدن سنجاق قفلی اسیر کرده بوده و جن برده تمام کارهای خونه رو باید انجام میداده. یک روز جن، به نحوی آزاد میشه و در لحظه‌ی آزادی نفرین میکنه که امیدوارم خونه‌تون همیشه نامرتب بمونه :)) در عالم کودکی فکر میکردم که داستان تخیل عمه جان بوده، چندی پیش جایی این داستان رو از کسی شنیدم و فهمیدم که توجیه خانم‌ها برای نامرتب بودن خانه و شلختگی ذاتی بوده. ✍گفرانی همیشگی Hani @Weedlashya 🍁

Read the full story at weedlashya ↗
AdYour ad here[email protected]