پسر فروشنده مغازه و دختر آکادمیک طوری قرار میشه به پیشنهاد دختر دیت اول برن موزهی فرش
پسر فروشنده مغازه و دختر آکادمیک طوری قرار میشه به پیشنهاد دختر دیت اول برن موزهی فرش بعد پسره برای اینکه تدبیر کنه، ۲ ساعت قبل میره موزه و خلاصه فرشهارو میپرسه و حفظ میکنه که کم نیاره همینطور قدم میزدن تو موزه و پسره ابراز فضل که این کاشان ۱۵۰۰ شونهست و این یکی طرح ترنج داره و ما از قدیم تو خونه بحث فرش میکردیم و علاقهمند بودیم و دختره هم با چشمای اینجوری ☺️ که چه انتخابی کردم خلاصه همینجوری لاس نرم و گپ و گفت، که دختره میگه اون فرش چیه اگر راست میگی؟ پسر همراه با هول شدن و فراموش کردن…
Read the full story at officialpersiatwiter ↗