‏یه بار بابام با وانتش منو رسوند دانشگاه، کم مونده بود برسیم گفت از اینجا پیاده برو،

WEEDLASHYAneutral2026-08-04 15:54:58 UTC
AdYour ad here[email protected]

‏یه بار بابام با وانتش منو رسوند دانشگاه، کم مونده بود برسیم گفت از اینجا پیاده برو، بغض کردم گفتم بابا فکر میکنی من ازت خجالت میکشم؟ من افتخار میکنم منو با تو ببینن، تو باارزش‌ترین دارایی منی گفت بابا من نمیخوام تورو با من ببینن، گمشو پیاده برو با اون تیشرت باب اسفنجی ت ✍MiR Hamid Hani @Weedlashya 🍁

Read the full story at weedlashya ↗
AdYour ad here[email protected]