مادرم تعریف میکرد یروز داشت تو خیابون رد میشد از پشت ویترین طلا فروشی یک گردنبند میبینه قیمت میکنه.
مادرم تعریف میکرد یروز داشت تو خیابون رد میشد از پشت ویترین طلا فروشی یک گردنبند میبینه قیمت میکنه. پول کاغذی های ته کیفشو جمع میکنه میشه ۵۰ تومن گردنبند رو میخره برا خودش. الان زنگ زدم به اشناهامون میگم فردا ۱ میلیارد اب شده برام بخر بزار کنار با لحن تمسخر آمیز میگه ۱ تومن؟؟ ✍چشم سوم Hani @Weedlashya 🍁
Read the full story at weedlashya ↗