اون زمان که بیمارستان کار می‌کردم یه نیروی خدماتی داشتیم، انسان عجیبی بود؛ دکتر براش آمپول نوشته بود، مشغول تی زدن بود، دید کارش خیلی طول می‌کشه آمپول رو از جیبش دراورد، شکوند و سر کشید!

OFFICIALPERSIATWITERneutral2026-08-04 18:59:45 UTC
AdYour ad here[email protected]

اون زمان که بیمارستان کار می‌کردم یه نیروی خدماتی داشتیم، انسان عجیبی بود؛ دکتر براش آمپول نوشته بود، مشغول تی زدن بود، دید کارش خیلی طول می‌کشه آمپول رو از جیبش دراورد، شکوند و سر کشید! و من این جوری بودم که وا:|| 》الکترون بی بند و بار《 @OfficialPersiaTwiter

Read the full story at officialpersiatwiter ↗
AdYour ad here[email protected]