امروز تو خیابون یه توریست ازم سوال پرسید و پشمای خودم ریخته که تونستم کاملا راهنماییش کنم بدون اینکه ذرهای تپق بزنم یا زبونم بگیره، خودشم تعجب کرده بود که انقدر به زبونش مسلط بودم، آخرشم گفت خدا خاندانت را آمرزش کنه داشتم گوم میگشتم.
امروز تو خیابون یه توریست ازم سوال پرسید و پشمای خودم ریخته که تونستم کاملا راهنماییش کنم بدون اینکه ذرهای تپق بزنم یا زبونم بگیره، خودشم تعجب کرده بود که انقدر به زبونش مسلط بودم، آخرشم گفت خدا خاندانت را آمرزش کنه داشتم گوم میگشتم. 》خلافکار《 @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗