امروز یکی از دوستام رو بعد مدتها دیدم، بهم گفت:(یادته پارسال مرداد رفته بودیم کافه و هی بهم میگفتی قیافهت شبیه حاملههاست؟) گفتم آره شوخی کردم. گفت:(ولی من اون موقع واقعا حامله بودم، هشت هفتهم بود... داشتم با خودم یکی به دو میکردم که با این همه تروما و اختلافی که با خانوادهی خودم و خانواده ه
امروز یکی از دوستام رو بعد مدتها دیدم، بهم گفت:(یادته پارسال مرداد رفته بودیم کافه و هی بهم میگفتی قیافهت شبیه حاملههاست؟) گفتم آره شوخی کردم. گفت:(ولی من اون موقع واقعا حامله بودم، هشت هفتهم بود... داشتم با خودم یکی به دو میکردم که با این همه تروما و اختلافی که با خانوادهی خودم و خانواده همسرم دارم میتونم بچهم رو سالم بزرگ کنم یا نه... هنوز نتونستم جوری برای خانوادهم مرز بکشم که تو کارام دخالتی نکنن و بلایی که با عقایدشون سرم اوردن سر بچهم نیارن. من اون بچه رو دوست داشتم، مهرش به…
Read the full story at officialpersiatwiter ↗