شوهر بعد اینکه بهش تعارف زدم از بادمجونایی که داشتم سرخ میکردم بخوره، چند لحظه سکوت کرد، ماچم کرد و گفت :مامانم هیچوقت نمیذاشت وسط آشپزیش ناخونک بزنم، مرسی!
شوهر بعد اینکه بهش تعارف زدم از بادمجونایی که داشتم سرخ میکردم بخوره، چند لحظه سکوت کرد، ماچم کرد و گفت :مامانم هیچوقت نمیذاشت وسط آشپزیش ناخونک بزنم، مرسی! بغضیمون کرد رفت. *nikki_nikki_1020315* @OfficialPersianTwitter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗