مامانماینا دیشب مهمون داشتن. بچهٔ فامیل رفته توی آشپزخونهشون، سبدِ پیاز و سیبزمینیشون رو دیده، رفته عروسکش رو گذاشته اونتو، تابش داده بخوابه! موقع رفتنشون هم اینقدر گریه کرده که تختِ عروسکمه، عروسکم بیدار میشه، پیاز سیبزمینیها رو خالی کردن، سبد رو بهشون دادن بُردن :))
مامانماینا دیشب مهمون داشتن. بچهٔ فامیل رفته توی آشپزخونهشون، سبدِ پیاز و سیبزمینیشون رو دیده، رفته عروسکش رو گذاشته اونتو، تابش داده بخوابه! موقع رفتنشون هم اینقدر گریه کرده که تختِ عروسکمه، عروسکم بیدار میشه، پیاز سیبزمینیها رو خالی کردن، سبد رو بهشون دادن بُردن :)) ✍shin Hani @Weedlashya 🍁
Read the full story at weedlashya ↗