سالها پیش تو کیش من و دختردایی هام شب رفتیم "حریره" با تاکسی.
سالها پیش تو کیش من و دختردایی هام شب رفتیم "حریره" با تاکسی. دم دمای برگشتمون بود ک به این فکر کردیم شت الان چطوری برگردیم. دیدیم یه ماشین وایساده اونجا چراق میزنه. رفتیم جلو دیدیم همون راننده تاکسیه اس، گفت آخه فکر کردم شما ۳ تا دختر چطوری میخواید شب ازینجا برگردید برگشتم :)) ✍Marzye Hani @Weedlashya 🍁
Read the full story at weedlashya ↗