📝اسمش حلما سادات بود و چهار سالش

BADRAGHE_AGHAneutral2026-08-09 08:46:43 UTC
AdYour ad here[email protected]

📝اسمش حلما سادات بود و چهار سالش ▪️#روایت_زائران_دارالذکر | مادرش آورده بودش پیش زهرا سادات به نوه شهید رهبر شهید میگفت برای دخترم دعا کن... از کنارم صدای مادری دیگر می اومد که به دخترش عشق و ارادت و معرفت رو می آموخت، دیکته می‌کرد تا تکرار کنه بگو آقاجان تازه از کربلا اومدیم بگو به نیابت شما رفتیم زیارت بگو آقا خیلی دوست داریم ... حال و هوای اهالی دارالذکر وصف نشدنی ست غم و دلتنگی، شوق و عشق، استقامت و انتقام رو باهم دارند ... و مهدی یاوران نسلی منتظر و مقاوم و امیدوار، تربیت می‌کنند برای ظهور…

Read the full story at badraghe_agha ↗
AdYour ad here[email protected]