تو بانک میگم نوبت منه، خانمه میگه من جامو دادم به اون اقاعه چون پیر بود بذار من و مادرم بریم، اخه مادرم پیره! بعد گفتم نمیشه عزیزم نوبت منه میخوام برم سر کار دیرم میشه، خیلی بهش برخورد!
تو بانک میگم نوبت منه، خانمه میگه من جامو دادم به اون اقاعه چون پیر بود بذار من و مادرم بریم، اخه مادرم پیره! بعد گفتم نمیشه عزیزم نوبت منه میخوام برم سر کار دیرم میشه، خیلی بهش برخورد! وا میخواستی فداکاری نکنی! چه بدبختی گیر افتادیم از دست تفکر هرجا پیر دیدی باید جاتو بدی بهش *risorius🕊* @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗