پیرمرده یجوری طاق باز نشسته بود تو تاکسی که انگار لب استخر نشسته
پیرمرده یجوری طاق باز نشسته بود تو تاکسی که انگار لب استخر نشسته منم یجوری بهش فشار آوردم چسبوندمش تو در، که بین من و خانمی که کنارم بود جای یک نفر باز شد:))) ✍لویجی أعظَم Elf @Weedlashya 🍁
Read the full story at weedlashya ↗