تو یافتآباد تو یه کوچه داشتم میرفتم
تو یافتآباد تو یه کوچه داشتم میرفتم ازین کوچهها که یه جوب بزرگ وسطشه یه وانته روبروم بود داشت دنده عقب میرفت که بره بیرون منم بتونم دربیام از تو کوچه،یهو افتاد تو جوب! اومده پایین میگه تو که دیدی جوبه چرا بمن چراغ ندادی حواسم باشه نیوفتم تو جوب!!!! من اینطوری بودم که وا😳😳 ✍مسیح Elf @Weedlashya 🍁
Read the full story at weedlashya ↗