بابام بهم زنگ زد بیا منو برسون فروشگاه خرید دارم. رسوندمش خودم کنار صندوق دارها وایستادم منتظر. خریدهاش رو انجام داد حساب کرد یهو برگشت جلوی دوتا دختره بهم گفت تو خوراکی نمیخوای برات بخرم؟ من با موی سفید یه نگاه به بابام یه نگاه به اون دوتا دختره بعد از چند ثانیه سکوت گفتم بریم
بابام بهم زنگ زد بیا منو برسون فروشگاه خرید دارم. رسوندمش خودم کنار صندوق دارها وایستادم منتظر. خریدهاش رو انجام داد حساب کرد یهو برگشت جلوی دوتا دختره بهم گفت تو خوراکی نمیخوای برات بخرم؟ من با موی سفید یه نگاه به بابام یه نگاه به اون دوتا دختره بعد از چند ثانیه سکوت گفتم بریم *آقای خاص 🛌* @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗