♦️روایت نوجوان ۱۳ ساله از عصر خونین لامرد
♦️روایت نوجوان ۱۳ ساله از عصر خونین لامرد 🔹شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ قرار بود برای «علی» روزی کاملا عادی باشد،او ساعت ۱۶:۳۰ به ورزشگاه میرفت تا گرم کند و فوتبال را شروع کند، اما ناگهان صدای چند انفجار همه چیز را به هم ریخت. 🔹او به خود آمد و مربیاش را دید که در کنارش افتاده بود و هرچه صدایش میزد، جوابی نمیشنید. دوستانش را دید که هر کدام به سمتی پرت شده بودند و گویی مه غلیظی با چاشنی خون کل ورزشگاه را فرا گرفته بود.. @akhbarfars
Read the full story at akhbarfars ↗