اومدم هتل، جای خوبی هتل گرفتم، امرور صبح رفتم برای صبحونه متوجه شدم تو میز بغلی یه آقایی با دوتا بچه نشسته، بچه ها تقریبا ۶ سالشون بود و مادر خانواده مشغول آوردن صبحانه برای خانواده بود، پدر خانواده همین که مادر میز رو چید و نشست گفت قهوه منو نگرفتی؟ مادر گفت چشم عزیزم و رفت آورد

OFFICIALPERSIATWITERneutral2026-08-12 18:50:14 UTC
AdYour ad here[email protected]

اومدم هتل، جای خوبی هتل گرفتم، امرور صبح رفتم برای صبحونه متوجه شدم تو میز بغلی یه آقایی با دوتا بچه نشسته، بچه ها تقریبا ۶ سالشون بود و مادر خانواده مشغول آوردن صبحانه برای خانواده بود، پدر خانواده همین که مادر میز رو چید و نشست گفت قهوه منو نگرفتی؟ مادر گفت چشم عزیزم و رفت آورد یکی دوبار دیگه هم به مادر دستوراتی دادن و اجرا کرد، خب این خودش برای من عجیب بود تا این که دیدم فرزند پسر هم به دختر خانواده دستور داد که برو برام آیمیوه بیار و دختر رفت و مادر رفت کمکش کنه! اینه که میگن شما اگر میخوای…

Read the full story at officialpersiatwiter ↗
AdYour ad here[email protected]