هابیل پسرم ۲۱ ما هفته پیش اومدیم خونه جدید بعد من دو سه شب پیش اومدم سوار ماشین بشم تو کوچه که یهو یکی از همسایه ها که یه دختر ۲۲ ساله بود زد سپر و چراغ ماشینمو ترکوند بهم گفت بریم صحبت کنیم برا خسارت نشستیم تو ماشین و همش یه طور منظور دار نگاه میکرد منم چشمام به ممه هاش افتاد نتونستم خودمو کنترل کن
هابیل پسرم ۲۱ ما هفته پیش اومدیم خونه جدید بعد من دو سه شب پیش اومدم سوار ماشین بشم تو کوچه که یهو یکی از همسایه ها که یه دختر ۲۲ ساله بود زد سپر و چراغ ماشینمو ترکوند بهم گفت بریم صحبت کنیم برا خسارت نشستیم تو ماشین و همش یه طور منظور دار نگاه میکرد منم چشمام به ممه هاش افتاد نتونستم خودمو کنترل کنم شق کردم یهو دست زد به کیرم که پشمام ریخت منم دستمو بردم سمت ممه هاش گفتم اجازه هست؟ که گفت مال خودته اره خلاصه برام یه ساکی زد و الان از اون شب دارم باهاش چت میکنم بنظرت میتونم رابطه خوبی باهاش…
Read the full story at rivofa ↗