صبر کردم که دکان عطاری خلوت شد.از آقای فروشنده پرسیدم: ببخشیند. واجبی دارین؟
صبر کردم که دکان عطاری خلوت شد.از آقای فروشنده پرسیدم: ببخشیند. واجبی دارین؟ گفت: بله! و یک بسته گذاشت توی پیشخوان. پرسیدم: به غیر این مدلی هست که اینقدر بو نده؟ گفت: یه مدل دارم آپارتمانیه! دو تا خریدم. فرداش آقای همساده رو دیدم گفت: نمیدونم کی دیشب واجبی زده بوش از راهرو نمیره! ✍راننده-مرد در طهران Elf @Weedlashya 🍁
Read the full story at weedlashya ↗