پسرخوشگله میخواست بره جلسه، دوش گرفت، سشوار کشید بعدش نظرمو درمورد کتشلوارش پرسید، باهم کراواتشو بستیم، دکمه سردست بست، ادکلن زد و من تمام مدت نگاهش میکردم، ازش چندتا عکس گرفتمو بوسیدمش. گفت که شب اماده باش و رستورانو تو انتخاب کن.
پسرخوشگله میخواست بره جلسه، دوش گرفت، سشوار کشید بعدش نظرمو درمورد کتشلوارش پرسید، باهم کراواتشو بستیم، دکمه سردست بست، ادکلن زد و من تمام مدت نگاهش میکردم، ازش چندتا عکس گرفتمو بوسیدمش. گفت که شب اماده باش و رستورانو تو انتخاب کن. این قشنگترین تصویرم از یک مرد بود. *🐍🎀* @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗