دخترخاله نازنینم
دخترخاله نازنینم وقتی سرطانش متاستاز کرده بود تو کل بدن همون موقع که درمان روش جواب نمی داد وقتی که هنوز کم جون بود ولی جون داشت سفر رفت مبل هاشو عوض کرد حتی هفت سین اخری رو به بقیه گف بیان خونه اش بچینن من خیلی یادش می افتم یاد خنده هاش و یاد اینکه زندگی تا لحظه آخر ارزششو داره *Zynbnrmnd* @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗