بابام یکی دو روزی برای تعمیرات میرفت پارکینگ و پسربچه ۴ ساله همسایه هم همراهیش میکرد، کلی بهشون خوش گذشته بود، پسفرداش ساعت ۳ عصر پسره زنگ خونمون رو زد و به مامانم گفت به شوهرتون میگین بیاد بازی؟ :)))
بابام یکی دو روزی برای تعمیرات میرفت پارکینگ و پسربچه ۴ ساله همسایه هم همراهیش میکرد، کلی بهشون خوش گذشته بود، پسفرداش ساعت ۳ عصر پسره زنگ خونمون رو زد و به مامانم گفت به شوهرتون میگین بیاد بازی؟ :))) 》پوکوهانتس《 @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗